1هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین خلاقیت بر اساس خودمدیریتی و خودکارآمدی خلاّق با میانجیگری درگیری تحصیلی در دانش آموزان دبستانی دارای مشکلات یادگیری صورت پذیرفت. روش: از نوع توصیفی همبستگی با طرح تحلیل مسیر در قالب معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دچار مشکلات یادگیری دبستان های شهر اراک در سالتحصیلی 1401-1400 بودند که از بین آنها 200 دانش آموز دختر و پسر (هر جنس100 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های کلورادو، خلاقیت، خودمدیریتی هاوتون و نک، خودکارآمدی خلاّق، و درگیری تحصیلی بود که توسط معلمان و والدین دانش آموزان دچار مشکلات یادگیری تکمیل گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضرایب همبستگی پیرسون، و تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS و AMOS آنالیز گردید. از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای بررسی برازش مدل پژوهش استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین ضرایب بیانگر اثر معنادار خودکارآمدی خلاق به همراه ابعاد خودمدیریتی بر درگیری تحصیلی و خلاقیّت معنادار بود. به این معنی که با افزایش خودکارآمدی خلاق و خودمدیریتی تغییر مثبتی در میزان درگیری تحصیلی و خلاقیّت دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری بوجود می آید. لذا روابط بین متغیرهای مدل ترسیم شده در این پژوهش، مورد تأیید قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که خودکارآمدی خلاق و ابعاد خودمدیریتی از طریق افزایش درگیری تحصیلی اثر مثبتی بر افزایش خلاقیّت دارند.